پیشنوشت: این روزها کشور و مردم درگیر زلزلهی مرزهای غربی هستند. امیدوارم عزیزان ساکن در این مناطق هر چه زودتر به روند عادی زندگی بازگردند. اما مسئلهای که میخواهم در مورد آن بنویسم، نحوهی واکنش افراد و مارکهای تجاری و سازمانها در شبکههای اجتماعی به این واقعه است.
با توجه به علاقهای که به شبکههای اجتماعی و فعالیتهای تجاری در آن دارم، همیشه نحوهی برخورد افراد با این وقایع برایم جالب بوده است. چیزی که در اینجا مینویسم، صرفا نظر من است و فقط آن چیزی که در طی سالها فعالیت و حضور در شبکههای اجتماعی به دست آوردهام را خواهم نوشت. همچنین اگر فرد یا سازمانی را نقد کنیم، دلیل نمیشود که از نکات مثبت او چشم بپوشیم و یا اگر همیشه فرد یا سازمانی را تمجید کنیم، دلیل نمیشود که هیچ نکتهی منفی در آن فرد یا سازمان وجود نداشته باشد.
هر آنچه در این نوشته میخوانید، صرفا اعلام سلیقهی امروز من است و میتواند خودافشایی نیز باشد. از آنجا که امروزه اخلاق نیز دارای پیچیدگیهای خاصی شده است، نمیتوانم خود را در زمرهی افراد بااخلاق (از دید همگان) بدانم و بگویم سلیقهای که من دارم، اخلاقیتر است. اما تاکنون خلاف این سلیقه عمل نکردهام و به نوعی قوانین من در زندگی و کسبوکار هستند. همچنین افراد و برندهایی که در این نوشته از آنها یاد میکنم، مواردی هستند که در جلوی چشم من بودهاند و قطعا افراد و برندهای دیگری وجود دارند که شاید آنها نیز روشی متفاوت با سلیقهی من را انتخاب کرده باشند.
یکی از خصوصیات بارز ما این است که وقتی کسی از چیزی انتقاد میکند، میگوییم:
-
آیا مشکل بزرگتر از این وجود ندارد که از این مشکل انتقاد میکنی؟
-
همه چیز نسبی است. چیزی که تو از آن انتقاد میکنی، با عینک بدبینی که تو به چشمت زدهای، زشت مینماید وگرنه همین که مردم به یکدیگر کمک میکنند، بسیار عالیاست.
-
نمیتوانی ببینی کسی دارد از اعتبارش برای کمک به مردم استفاده میکند؟ اگر تبلیغ هم میکند، نوش جانش.
برخی از برنامهنویسها وقتی یک باگ و مشکل امنیتی مثلا در سیستم بانکداری پیدا میکنند، اقدام به برداشت پول از حسابهای بانک میکنند و این برداشت پول را هشداری به بانک میدانند تا مشکل امنیتی خود را برطرف کند. برخی از آنها نیز بدون برداشت پول، این مشکل امنیتی را به بانک اعلام میکنند تا برطرفش کند. هر دوی آنها نیز ایرادی در روش خود و نحوهی برخورد با این مشکل امنیتی پیدا نمیکنند و آن را درست و صحیح میدانند.
و یا یک سلبریتی که هزینهی تبلیغات در صفحهی اینستاگرام او ۲۰ میلیون تومان است، به جهت کمک به مردم زلزلهزده، از فالوئرهایش ۲۰ میلیون تومان پول جمع کند و به یک شرکت تولیدکنندهی آب معدنی مراجعه کند و از آن شرکت ۳۰ میلیون تومان آب معدنی خریداری کند (اگر از سود آن شرکت بر روی آبمعدنی صرفنظر کنیم، این ۳۰ میلیون تومان آبمعدنی برای آن شرکت ۲۰ میلیون تومان هزینه داشته است) ولی سلبریتی پولی بابتش پرداخت نکند و آن آبمعدنیها را برای زلزلهزدهها ارسال کند و به جایش برای آن شرکت تبلیغ کند، آیا کار اشتباهی انجام داده است؟ او با اینکه پولی پرداخت نکرده است اما از پتانسیل خود برای تبلیغات استفاده کرده و ۱۰ میلیون تومان هم بیشتر آب معدنی ارسال کرده است. فقط پولی پرداخت نکرده است.
با توجه به اینکه گویا راه درست و غلط، با راه اخلاقی و غیراخلاقی، متفاوت شده است و حتی شاید چیزی به نام اخلاقی و غیراخلاقی نیز وجود ندارد و صرفا آن راهی برنده است که قدرت و یا طرفدار بیشتری در آن وجود دارد، به همین دلیل است که میگویم گویا اخلاق، نسبی شده است و افراد از دید خود به آن نگاه میکنند. لذا مجبورم که باز هم بگویم آنچه میخوانید، صرفا سلیقهی من است و نحوهی برخوردم با برخی وقایع.
واقعیت این است که وقتی یک موج یا جو در شبکههای اجتماعی به وجود میآید، تشخیص نوع فعالیت و درست یا غلط بودن فعالیت افرادی که سوار بر این موج میشوند، آسان نیست و ممکن است با خطاهای بسیاری همراه باشد. اما سعی من است در این نوشته مواردی را مطرح کنم که بیش از آنکه به درست بودن و سالم بودنشان شک داشته باشیم، با نگرش امروزم، به غلط بودن این نوع رفتارها و فعالیتهایی که از آنها مینویسم، اطمینان دارم و میتوانم بگویم که اگر قرار است موجسواری کنیم، چنانچه شبیه مثالهای این نوشته، موجسواری نکنیم، بعید است که برچسب سواستفاده از شرایط و جو پیش آمده را بر ما بچسبانند. و البته شاید موجسواری ما سالم و فارغ از هرگونه سواستفاده باشد.
منبع:اینجا
:: بازدید از این مطلب : 525
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0